احمد خامه يار

42

قنبر غلام على ( ع ) ( فارسى )

دلير و نابغه ، شير بيشه شجاعت ، بدرى و مكّى و حنفى ، روحانى و پرتوافشان ، از بلندترين و مرتفع‌ترينِ كوه‌ها و قله‌اى ميان هر بلندى ، سرور عرب ، قهرمان جنگ ، دلاورى مصمّم ، سلحشورى پيشتاز ، ماه كامل ، معيار سنجش ايمان مؤمنان ، وارث مشعر و منا ، پدر دو فرزند رسول خدا ( ص ) ، حسن و حسين ( عليهماالسلام ) . به خدا قسم ! اميرمؤمنان به حق ، على بن ابىطالب است كه درودهاى خالصانه خدا و بركات والايش ، بر او باد . گفتنى است « تُستَرى » و « خويى » در بيان اين روايت ، به‌جاى عبارت « از قنبر پرسيده شد » ، اين عبارت را نقل كرده‌اند : « حَجّاج از قنبر پرسيد » « 1 » ؛ خويى در انتهاى روايت نيز افزوده است : « پس از آنكه حَجّاج ، سخن قنبر را شنيد ، دستور داد گردن او را بزنند . « 2 » اما اين اضافات در ساير منابع متقدّم و چاپ‌هاى موجود از رجال كشّى و اختصاص مفيد ، به چشم نمىخورد . شهادت قنبر قنبر ، از جمله ياران اميرمؤمنان ( ع ) است كه حَجّاج بن يوسف ثقفى ، والى خونريز و ستمگر امويان در عراق ( سال‌هاى 75 - 95 ه . ق ) ، او را به شهادت رساند . ابن‌شهر آشوب ، قنبر را جزو

--> ( 1 ) . قاموس الرجال ، محمد تقى التسترى ، 1425 ه . ق ، ج 8 ، ص 527 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 15 ، ص 89 . ( 2 ) . معجم رجال الحديث ، ج 15 ، ص 90 .